مرتضى راوندى
217
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
دولت را در پايتخت اين دولت ، به اقتضاى حوادث دهر و غوغاى كسان او با جهال شهر ، آسيبى رسيد كه تدبير و تدارك آن بر ذمهء كارگذاران اين دوست واقعى واجب و لازم افتاد . لهذا اوّلا براى تمهيد مقدمات عذرخواهى و پاس شوكت و احترام آن برادر گرامى ، فرزند ارجمند خود ، خسرو ميرزا را به پايتخت دولت بهيهء روسيه فرستاد . حقيقت ناآگاهى اين حادثه و ناآگاهى امناى اين دولت را در تلونامهء صادقانه مرقوم و معلوم داشتيم و ثانيا نظر به كمال يگانگى و اتفاق كه ما بين اين دو حضرت آسمان رفعت هست ، انتقام ايلچى مزبور را بر ذمت سلطنت خود ثابت دانسته هركه را از اهالى و سكان دار الخلافه گمان مىرفت كه در اين كار زشت و كردار ناسزا اندك مدخليتى تواند داشت ، به اندازهء استحقاق ، مورد سياست و حد و اخراج بلد نموديم . حتى داروغهء شهر و كدخداى محله را نيز بههمين جرم كه چرا دير خبردار شده و قبل از وقوع اين حادثه ، ضابطهء شهر و محله را محكم نداشتهاند ، عزل و تنبيه و ترجمان كرديم . بالاتر از اينها همه ، پاداش و سزايى بود كه نسبت به عاليجناب ميرزا مسيح وارد آمد با مرتبهء اجتهاد در دين اسلام و اقتفا و اقتدايى كه زمرهء خواص و عوام به او داشتند ، به واسطهء اجتماعى كه مردم شهر هنگام حدوث غائلهء ايلچى در دايرهء او كرده بودند ، گذشت و اغماض را نظر به اتحاد دولتين شايسته نديديم و شفاعت هيچ شفيع و توسط هيچ واسطه در حق مقبول نيفتاد . پس چون اعلام اين گزارش به آن برادر نيكو سير لازم بود به تحرير اين نامهء دوستى علامه پرداخته ، اعلام تفاصيل اوضاع را به فرزند مؤيد موفق ، نايب السلطنه عباس ميرزا ، محول داشتيم . اميد از درگاه پروردگار داريم كه دم به دم مراتب و داد اين دو دولت ابديت بنياد در ترقى و ازدياد باشد و روابط دوستى و يگانگى حضرتين پيوسته ، به آمدوشد رسل و رسائل ، متأكد و متضاعف گردد . و العاقبة بالعافيه . تحريرا فى شهر ربيع الاول سنهء 1245 . » چند تن از نويسندگان اين عهد عبد الرزاق بيگ « عبد الرزاق بيگ دنبلى صاحب تاريخ مآثر السلطانيه و تأليفات ديگر « 1 » هنگام اقامت در شيراز كتابى به نام حدائق الجنان در سرگذشت خود و ترجمهء علما و فضلاى معاصر با داستانهايى از كريم خان زند و خاندان او نوشت و بعد در همان كتاب تغييراتى داد و اصلاحاتى كرد و نام آن را به تقليد از كتاب
--> ( 1 ) . حقايق الانوار ، حدايق الادبا ، نگارستان دارا ، ترجمهء عبرتنامه از تركى ، جامع خاقانى ، روضة الاداب و جنة الالباب ( به زبان عربى ) ، ديوان قصايد و غزليات ، مثنوى ناز و نياز ، مختارنامهء منظوم در غزوات مختار بن ابو عبيدهء ثقفى .